خرید بک لینک

درباره سایت

mardanagom

مردانقم به عنوان نگین روستاهای منطقه در محال دیزمار قره داغ واقع شده است می گویند دیزمار همان دژ ماد از نظامهای تاریخ ساز دیار آذربایجان است این روستا قبل از انقلاب در داخل بخش ورزقان و بعد از آن در مجموعه بخش خداآفرین و شهرستان مذکور جای گرفته است و مرکز دهستان دیزمار شرقی می باشد مردانقم در میان کوههای سر به فلک کشیده آغاگمی،کوپ گدیگی،قوروق،تورشن،مومو گونئیی و ... واقع شده است دارای رودخانه های ونستان چای،تیروان چای و تی تی چای می باشد بیش از 600 هکتار باغ دایر داشته و اهالی شریف آن در حرف باغداری ،زنبورداری ،صنایع مختلف فلزی و غیر فلزی سبک ،موم کشی و... مشغولند ارتفاعش از سطح دریاهای آزاد کمتر از 450 متر می باشد دارای آب و هوای گرم و معتدل بوده و از آب و هوای اروپائی متاثر است بعد از مکتب آخوند حیاطی ،سابقه مدرسه آن به قبل از 1309شمسی بر می گردد و تاریخ آن بسیار هیجان انگیز و در اوراق تاریخی آذربایجان تاثیر گذار بوده است بطوریکه طبق نوشته حمداله مستوفی مالیات این روستا در آن زمان از شهر کلیبر بیشتر بوده است و قلعه مردانقم ،کوپ گدیگی،حمام دره سی ،اولی اوستی از مناطق تاریخی آن محسوب می شود در این روستا سکه ضرب شده است که در موزه های کشور موجود است نظرات مختلفی مبنی بر مهاجر بودن اهالی این روستا از داخل و خارج ،نقل شده است که نیاز به مطالعه بیشتر دارد مردمانی با فرهنگ ،مهمان نواز ،مومن،هنرمند،خلاق و تلاشگر بوده و دهها نفر دانشگاهی در سطوح مختلف را تحویل جوامع داخلی و خارجی نموده است مردانقم مرکز و مهد آناهیتای مقدس می باشد معادن نقره ،مس،طلا،سرب،روی ،سنگهای تزئینی ،ذخایر غنی آهکی و... از نعمتهای خدادادی مردانقم می باشد مردانقم دارای رسوم بسیار غنی در زمینه های مختلف است که هنوز هم مردم در اجرای آن دریغی ندارند هم اکنون 200 خانوار بوده و دارای تلفن،آب آشامیدنی،راه آسفالته،مدارس ابتدائی،راهنمائی و دبیرستان شبانه روزی،درمانگاه،برق،دهداری،جنگلبانی،پست بانک ،پاسگاه مرزی و شورای اسلامی است فاصله اش از رودخانه ارس حدود چهار و نیم کیلومتربوده و با کشورهای مشترک المنافع همسایه است جمعیت دهستان هم حدود 8000 نفر تخمین زده می شود مردانقم هم مثل سایر روستاهای منطقه در قبل از انقلاب هیچگونه امکانات رفاهی نداشته است

امکانات وب

-->-->--> -->-->-->--> -->-->--> -->-->-->

 
آیا میدانستید که در ژاپن هرچه از لوازم منزل که استفاده نشود را به زباله دانی می سپارند ؟

آیا میدانستید که در ژاپن خانه ی ویلایی تقریباً وجود ندارد ؟

آیا میدانستید که در ژاپن مردم اگر باغچه ی کوچک داشته باشند در آن ترب می کارند و اگر بزرگتر باشد برنج ؟

آیا میدانستید که بن مایه ی قدرت اقتصادی ژاپن را زنان ژاپن می سازند ؟

آیا میدانستید که ژاپنی ها اصلاً پس انداز نمی کنند ؟

آیا میدانستید که تورم در ژاپن منفی است ؟

آیا میدانستید که حقوق یک معلم در ژاپن حداقل 7000 دلار در ماه است ؟

آیا میدانستید که یک کارمند ژاپنی برای رضایت مشتری حتی حاضر است تمام سعي خود را بكند  ؟

آیا میدانستید که کارمندان ژاپنی روزی یکساعت در محل کار ورزش دسته جمعی می کنند ؟

آیا میدانستید که هر ژاپنی در هر شغلی که باشد به آن افتخار می کند ؟

آیا میدانستید که ژاپنی ها پایبند دیانت خاصی نیستند و به همه ی ادیان احترام می گذارند ؟(ولی کنفسیوس ،شینتو و بودا را بیشتر قبول دارند)

آیا میدانستید که مربیان و معلمان تمام کودکان ژاپنی خانم هستند و حتی از مادرانشان دلسوزترند ؟
آیا میدانستید که هنگامی که مدارس تعطیل می شوند دانش آموزان گریه می کنند ؟

آیا میدانستید که در ژاپن خانم ها بعد از ازدواج عموماً کار نمی کنند ؟(البته شامل همه نمی شود و من خود شاهد کارشان بوده ام)

آیا میدانستید که در ژاپن خانم ها عمدتاً تحصیلات عالی و بیشتر از نوع اقتصاد خانواده دارند ؟
آیا میدانستید که کارمندان ژاپنی اضافه کار نمی گیرند و متعهد هستند تا هر ساعتی لازم باشد در شرکت بمانند تا کار روزانه ی خود را تمام کنند ؟ (چون حقوق مکفی دارند و در ژاپن استخدام مادام العمر است)
آیا میدانستید که آقایان هر ساعتی از شب بخانه برگردند اولین پرسشی که از همسر خود می شنوند اینست: آیا شام خورده ای ؟
آیا میدانستید که دانش آموزان ژاپنی به همراه معلمان خود هر روز مدرسه خود را به مدت 15 دقیقه تمیز میکنند که منجر به ظهور نسلی می شود که فروتن و مشتاق پاکیزگی است ؟

آیا میدانستید که ژاپن هیچ منابع طبیعی ندارد و سالانه با صدها زلزله مواجه میشوند اما این جلوی آنها را برای تبدیل شدن به بزرگترین های اقتصاد جهان نگرفته است ؟

آیا میدانستید که هیروشیما بعد از انفجار بمب اتم در آن شهر فقط 10 سال طول کشید تا به آنچه جنب و جوش اقتصادی قبل از افتادن بمب اتم در آن شهر بود باز گردد ؟

آیا میدانستید که دانش آموزان ژاپنی از سال اول تا ششم ابتدایی باید اصول اخلاقی در برخورد با مردم را بیاموزند ؟

آیا میدانستید که از سال اول تا سوم مقدماتی دانش آموزان ژاپنی هیچ نوع امتحانی وجود ندارد ؟ چون هدف از آموزش و پروش القای مفاهیم و ساختن شخصیت است و نه امتحان و اجبار ؟

آیا میدانستید که ژاپنی ها حتی اگر یکی از ثروتمندترین افراد جهان باشند باز هم هیچ خدمتکاری در خانه ندارند و پدر و مادر مسئول خانه و کودکان خود هستند ؟

آیا میدانستید که اگر به یک رستوران در ژاپن بروید، متوجه خواهید شد که مردم به اندازه ای که نیاز دارند غذا میخورند، بدون تولید هیچ زباله و اصرافی ؟

آیا میدانستید که میزان تاخیر قطارها در ژاپن حدود 7 ثانیه در سال است ؟ آنها ارزش زمان را درک میکنند و در دقیقه و ثانیه وقت شناس هستند ؟

آیا میدانستید که در مدارس ژاپن به دانش آموزان نمره داده نمی شود و ارزیابی بصورت گروهی انجام می شود و گروه باید تلاش کند که همه در سطح خوبی قرار بگیرند ؟


خيلي شبيه ما هستند

 

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: سه شنبه 5 آذر 1392 ساعت: 22:13

align=justify>رئیس جمهوری اسلامی کشورمان بامداد چهار شنبه سوم مهر ماه 1392 در سازمان ملل سخنرانی کرد او از مواضع اصولی ایران افکار عمومی جهان را مطلع ساخت ما هم در جمعی به حرفهای او گوش دادیم در این رابطه عده ای نظرات مثبت و عده دیگر نظرات منفی داشتند همان شب بحثهای متنوعی ما بین حاضرین رخ داد که زیاد باب میل همدیگر نبود عده ای از یادشان برده بودند که روحانی حافظ منافع کشور ایران است نه اسرائیل و امریکا و عده دیگر هم از روحانی بخاطر تنش زدائی اش راضی بودند

قابل ذکر است اتفاقاتی در سیاست جاری دنیا در حال شکل گرفتن است که با انتخاب روحانی مرتبط است و مردم اغلب کشورهای درگیر مسایل مشابه جهان به دنبال تنش زدایی وسیله حرکت منطقی رئیس جمهورمان می باشند این انتظار علی رغم تفاوتهائی که داشته و دارد به نظر من ،به حق می باشد مردم دنیا نمی خواهند تاوان مشکلات برخی کشورها را یک تنه پرداخت کنند اگر ایران با کشوری مشکل دارد برای حلش درایت مسئولینش را طلب می کند نه دلسوزی مدیران و حاکمان دیگر کشورها را ،و لذا معتقدم که با این انتخاب کشور ما در مسیر تازه ای از روابط در جهان گام نهاده است و مردم ما حتما" به نتایج این روشها امیدوارند

آن همه دیدارها و ملاقات های موثر رئیس جمهور و وزیر امور خارجه با سران کشورهای غربی و غیره در مقر سازمان ملل که واقعا" کم نظیر بود نشان از شروع یک دیپلماسی فعال رو به جلو می باشد که دولت تدبیر و امید آن را تدوین نموده و در برنامه اش گنجانده است یادمان نرود که مثلا" در ایتالیا مدیرکل امور کشاورزی یک استان به استقبال رئیس دولتمان آمده بود و به مهمانی ناهار هم دعوتمان نکردند که توهین به ملت شریف ایران محسوب میشد در صورتی که نخست وزیر همین ایتالیا با التماس به دیدارمان در مقر سازمان ملل شتافت وقتی اولاند رئیس جمهور فرانسه درخواست ملاقات از دکتر روحانی کرد به یاد ژاک شیراک رئیس جمهور وقت فرانسه افتادم که تا پای پله های کاخ الیزه به استقبال جناب خاتمی رئیس جمهور محبوب وقت کشورمان آمد این یعنی عزت ایرانی مسلمان و این یعنی سربلندی یک ملت فهیم در سطح دنیا.

اگر دیشب وزیر امورخارجه ما با وزرای امور خارجه کشورهای 1+5 و امریکا دیدار کرد مثلا" کسی آسیب دید؟ ناراحت شد؟ اجازه داده شد که باب جدیدی در نگرش به جهان سیاست گشوده شود البته مسئولین عالی نظام یقین دارند که این مدیران ،کوتوله سیاسی نیستند بلکه توان دفاع از منافع کشورمان را دارند اگر در گذشته این اتفاق نیفتاد بخاطر ضعف دیپلماسی مدیران گذشته بوده است و عدم اعتمادی که به آنها وجود داشته است مدیرانی که نه به مردم خودشان اعتماد و نه توان دفاع از منافع آنها را داشتند

ما می توانیم از تجمع و پهلو گیری ناوهای غربی در خلیج فارس و از کرکری خوانی بعضی از اعراب ممانعت کنیم و نیازی به ایران هراسی برای برخی کشورهای همسایه نبوده باشد یقین دارم که داشتن روابط مابین ما و غربیها با تامین منافع کشورمان خیلی از معادلات منطقه ای را اصلاح خواهد کرد کشوری که نیم وجب وسعت داشته و جیره خوار ما بوده است الآن موقعیتش را به رخ می کشد این همان ضعف گذشته ما است که باید به این روند پایان داده شود البته این اقدامات نیاز به درایت مسئولین دیپلماسی و زمان خواهد داشت

وقتی من در سایتها خواندم که جان کری وزیر خارجه امریکا درگوشی از ظریف درخواست ملاقات کرده است لذت بردم اگر ظریف این لیاقت و استعداد و توان دیپلماسی را نداشت کسی وقعی به او نمی گذاشت بطوریکه در گذشته چنین بوده است

از همه مهمتر اینکه مردم جهان در انتظار دیدار دو رئیس جمهوری ایران و امریکا بودند که اتفاق نیفتاد ولی موقع حرکت روحانی به سوی فرودگاه جان اف کندی نیویورک ،اوباما یخ قطع روابط سی و چند ساله را شکسته و به روحانی زنگ زده و احوال پرسی نموده و برنامه آتی همکاری را نیز با هم طراحی کرده اند و قرار شده که وزرای امور خارجه دو کشور مسایل را پیگیری کنند

اینکه او به روحانی زنگ زد عزتی است برای ملت ایران که در 24 خرداد ماه با رای دادن به روحانی این حماسه را آفریدند این یعنی اینکه بعد از انقلاب، امریکائی ها بودند که گام نخست را برای ایجاد روابط در آینده برداشتند و ما می توانیم با بررسی دقیق دلایل این اقدام تاریخی از ظرافتهای ویژه دیپلماسی بهره برده و طرحی نو بیندازیم و این به معنی به پیشواز غرب رفتن تلقی نخواهد شد

شکل گیری این معادلات تغییراتی را در آینده منطقه ایجاد خواهد ساخت که دنیا تحت تاثیر آن قرار خواهد گرفت

این روند را شش ماه پیش برای دوستان شرح داده بودم که امریکا قطعا" به فکر رابطه با ایران خواهد افتاد چرا که غیر از ایران هیچ کشوری در منطقه نمی تواند با امریکا برای آرامش بخشیدن به خاورمیانه ایفای نقش کند ایران کشور قدرتمندی است و اگر غرب و امریکا با ما هماهنگ باشند دول عربی و غیر عربی مجبور به تبعیت از سیاستهای منطقه ای این قدرتها خواهند بود ایران حتما" در فکر ایجاد روابط حسنه با عربستان نیز خواهد افتاد و برای ثبات خودش و تحمیل نفوذش به بقیه منطقه، با قدرتهای جهانی روابط برقرار خواهد ساخت

این نظر بنده است شاید این روند مدتی به طول بینجامد ولی در نهایت جز این نخواهد بود

ایران باید به فکر رفع نگرانیهای روسیه و چین هم با این حساب باشد چون عادی سازی تدریجی روابط با غرب یعنی به هم خوردن معادلات فعلی ایران با دول مذکور که مبادا عکس العمل منفی آنها را به دنبال داشته باشد

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 10 مهر 1392 ساعت: 11:01


وقتی رئیس جمهور زنگ مدارس را به صدا در آورد به یاد ایامیافتادم که در حمام دره سی مردانقم چه بی توقع به دبستان می رفتیم و با آن شرایط وقیافه های معصوم دهاتی سر کلاس در روینیمکت های چوبی ناهموار می نشستیم و به حرفهای روز اول معلممان که آن روزها آقامدیر گفته می شد گوش می دادیم نه از کیف خبری بود و نه از لباس یک دست امروزی وقیافه های آراسته و عطر و ادکلن و سایر مسایل پوز دهنده و غرور آفرین . آن روزماها بچه بودیم و اصلا" زنگ مدارس و حضور شاه و پادشاه و رئیس جمهور و ... به فکرمان نمی رسید ولی حالا خوش به حالبر و بچه های امروزی که زنگشان با دست رئیس جمهور و وزیر به صدا در می آید و کلیاحساس غرور می کنند و به خودشان می بالند من هم زیاد ناراضی نیستم و از طرف دیگرخوشحال هم هستم که اصلا" به یاد روزهایی نیستم که زنگ مدارسمان در تهرانوسیله یک دیکتاتور به صدا در می آمد

هرگزنباید فراموش مدرسه ای ها باشد که روحانی گفت اجازه دهید بچه ها انشا بنویسند و درانشایشان از رئیس جمهورشان انتقاد بکنند این درس کاشت تخم و بذر انتقاد و نوعینظارت بر عملکرد مسئولین در نظام ماست که کلی ارزشمند است اگر نسل آینده به اینصورت پرورش یابند همه خودشان را برای پاسخگوئی مهیا می سازند چه رئیس جمهور باشد وچه وزیر و وکیل

برایهمه دانش آموزان آرزوی خوشبختی و بهروزی داشته و امیدوارم که همیشه برای اعتلایکشورمان بکوشند و به یاد روزهایی باشند که نسل گذشته با هزاران مشکل آن دوران راسپری کرده اند بچه ها باور کنید که اغلب روی حلبی ،تنه درخت و تکه سنگ نشسته و درسخوانده اند و حتی در بعضی مدارس هم حوادثی رخ داده است که دلخراش بوده است شماهاخوشبخت هستید و نتیجه این همه امکانات باید در شان ملت شریف ایران باشد

باردیگر بازگشایی مدارس را به همه شما دانش آموزان و دانشجویان تبریک می گویم

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 10 مهر 1392 ساعت: 11:01

چالیش آدین گلنده رحمت اوخون سون سنه

دونیادا سندن قالان آخیرده بیر آد اولی

در گذشت کربلاییفولاد، بزرگ خاندان مهدی زاده را به همه دوستان و آشنایان تسلیت عرض کرده و برایآنها آرزوی تسلی خاطر از خداوند متعال دارم

بو ساده سوز دئیل پولاد ده گئتدی او ایکی یول آیروموناچاتموشدی او او دونیایه ساری و بیزده بو دونیا اوزره قالماق فیکیریله بیر بیریمیزهچاتدیق

او یول آیرومون بیزدن اونجه گوروب تانیمیشدی و اونه گوره دهاو دون گئجه آیریلیق سوداسینه ال ووروب و اوز عایله سیندن و اوز قوهوم اقرهباسیندن ال چکیب اوز دونیاسینه ساری یونه لدی او ال الوان دونیاده ن آیریلیب و بیررنگسیز دونیایه کوچدی او حیاتین ده ییشدی

بو دونیا آیریلیق دونیاسیدیر بو دونیا همیشه ده ساغلاملیقدونیاسی دئیل بو دونیا غم دونیاسیدیر غم دریاسیدیر بو دونیا ده چوخلاری گلیب وچوخلاری ده گئدیب هله بو یولون کاروانی چوخ اولمالیدیر

پولاد دیه ن اینسان آیری بیر کیشی و بیر آیری سئویملیقهرمانی دی او گوله ش قهرمانی دئیلدی آنجاق او ناموس ،وفالیلیق،ویجدان،شرف وایفتیخارلی بیر قهرمانی دی

پولاد آیریلدی آمما چوخ سیرلری ده اوزیلن سویوق توپراقآلتینه آپاردی حئییف لر اولسون کی بو جور کیشیلر تئز بیزلردن آیریلیب و تئزاوزاقلاشدیلر

بو گئجه بیرینجی گئجه دیر کی اونون ایسی و محبتلی سه سیگلمیر او بو گئجه آیری بیر گوروپیلن بیر اوجاقدا اونس توتوب و اونلاریلن سیرداشاولوبدور شاید ده آناسی سورقی و آتاسی مئهدیلن بو گئجه بیر یئره یغیشیب و ایللربویو آیریلیقدن سونرا اولارا قوناق اولوبدور

اولو تانری هاممیسینه رحمت ائتسین و یئرلرین نوریلندولدورسون

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 10 مهر 1392 ساعت: 11:01


گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت !

پرسیدند : چه می کنی ؟

پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبیهست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ...

گفتند:حجم آتش در مقایسه با آبی که تومی آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد

گفت: ...شاید نتوانم آتش را خاموشکنم.

اما آن هنگام که خداوند می پرسد:زمانیکه دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟

پاسخ میدم : هر آنچه از منبر می آمد!!!!!

دوستینه در ازدحام روز گم می شود نه در سکوت شب،

اگرگم شد هرچه هست دوستی نيست

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 10 مهر 1392 ساعت: 11:01


این مطلب از یکی ازسایتها نقل می شود و چون نظرات زیادی در این مورد ارائه شده است بدون اظهار نظر درج می گردد امیدوارم که خبرنگار محترم که اسم انتقادات را هجمه نهاده است از آرای مردم تمکین نمایند و انتقاد را با هجمه اختلاط نکنند

کد خبر: ۱۶۲۳۴۸

۲۳ شهريور ۱۳۹۲ - ۱۷:۱۱

رئیسجمهور سابق کشورمان در پاسخ بهاین پرسش که عکسالعمل شما در برابر هجمههای وارده علیه دولتهای نهم و دهم چیست،گفت: «این موضوعات مهم نیست».
به گزارش فارس، محمود احمدینژاد رئیسجمهور سابق کشورمان در حاشیه مجلس ترحیمسرکار حاجیه خانم فاطمه سلیمانی مادر مکرمه سردار سرلشکر قاسم سلیمانی فرماندهنیروی قدس سپاه، در جمع خبرنگاران در پاسخ به سؤالی درباره هجمههایی که به دولتهاینهم و دهم میشود، گفت: این موضوعات مهم نیست، ما با آمریکا در حال جنگیم.
وی همچنین سؤالاتی درباره ساختمان لادن، دانشگاه ایرانیان، برنامههایش برای حضوردر مجلس آینده و ...، را بیپاسخ گذاشت.


برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 10 مهر 1392 ساعت: 11:01

براساس نقشه ای که اخیراً از کره زمین در سیصد میلیون سال پیش منتشر شده است، یک تکهبزرگ از ایران کنونی، که شامل شهرهایی مثل تهران و قم و مشهد می شد، از سمت شمالبا کشورهای افغانستان و ترکمنستان هم مرز بود و از بقیه جهات به دریای خزر واقیانوس ختم می شد.

عصر ایران؛ صدرامحقق - ایرانیرا تصویر کنید که پایتختش تهران با ساحل اقیانوس تنها چند دقیقه فاصله داشته باشد.یا برای رسید از تهران به تبریز باید از صدها کیلومتر دریا گذر کرد. اصفهان و شیرازو خلیج فارس هم در خوشبینانه ترین حالت 5 هزار کیلومتر از مرکز کشور دور باشد.

بر اساس نقشه ای که اخیراً از کره زمین در سیصد میلیون سال پیش منتشر شده است درآن دوره از تاریخ، ایران اینگونه بود. سرزمینی متشکل از سه قسمت جدا از هم کهاقیانوس و دریا میان آنها فاصله می انداخت. این نقشه را وب سایت شبکه رادیویی
NPR (NationalPublic Radio) در گزارشی به قلم رابرت کرالویچ منتشر کردهاست.

بر اساس توضیحاتی که در این گزارش آمده است تصاویر این نقشه مربوط به اواخر عصرپالئوزوئیک است. در آن دوره از تاریخ زمین، همه نقاط خشکی کره خاکی همچون یک تودهبه هم پیوسته شبیه ابر کپه شده به همدیگر متصل بودند. با این حال در این نقشه تلاششده است جزئیات سیاسی مدرن و مرزهای جغرافیایی کنونی جهان در نقشه گنجانده شود تامشخص کنند هر قسمت از زمین در سیصد میلیون سال پیش در چه وضعیتی بوده است.

آنگونه که این نقشه نشان می دهد در آن زمان سرزمینی که حالا آمریکا نامیده می شودبا مراکش و موریتانی و سنگال و صحرای آفریقا هم مرز بودند. کانادا نیز کشوری بوددر همسایگی پرتغال و اسپانیا. همچنین مرزهای روسیه نیز چسپیده بوده به کشورهایحوزه اسکاندیناوی. همچنین از قاره استرالیا به شکل جزیره ای خبری نبود و این کشورسرزمینی بود در همسایگی کشورهای نپال و بنگلادش و بوتان.
در این میان اما وضع کشور ایران از همه عجیبتر و جالبتر بود. بر اساس این نقشه درآن سالها چیزی به اسم فلات ایران شامل سرزمینی واحد و یکپارچه وجود نداشت. سرزمینهایی که حالا ایران را تشکیل داده اند سه قسمت مجزا در گوشه و کنار دنیا بودند. یکتکه بزرگ شبه جزیره مانند که شامل شهرهایی مثل تهران و قم و مشهد می شد از سمتشمال با کشورهای افغانستان و ترکمنستان هم مرز بود و از بقیه جهات به دریای خزر واقیانوس ختم می شد.
در ضلع جنوب غربی این بخش از ایران و با فاصله چند صد کیلومتر فاصله دریایی نیزبخش دیگری از ایران کنونی قرار داشت. این قسمت شامل شهر تبریز بود و بخش های دیگریاز آذربایجان ها و اردبیل. آنگونه که این نقشه نشان می دهد این قسمت ایران نیز درنقطه ای استراتژیک قرار داشت و شبه جزیره ای بود بر سر راه ورودی به دریایخزر. این بخش از کشور نیز تنها دو همسایه داشت، جمهوری آذربایجان و کشور ارمنستان.
عجیبترین بخش از ایران در سیصد میلیون سال پیش را اما قسمت جنوبی و بخشهایی ازمرکز ایران تجربه کرده اند. قسمتی که شامل شهرهایی چون اصفهان و شیراز و شهرهایساحلی ایران با خلیج فارس و دریای عمان بودند. در آن سالها این بخش از ایران با دوقسمت دیگر کشور چیزی در حدود 4 تا 5 هزار کیلومتر فاصله داشت و در آن سوی اقیانوسو پایین تر از خط استوا قرار داشت.

خلیج فارس هم تشکیل شده بود از دو دریاچه کوچک جدا از هم که در نقاطی بین این قسمتاز ایران و کشورهای عربستان و قطر و بحرین و امارات فاصله انداخته بود. در قسمتیدیگر اما این بخش از خاک ایران با این کشورها فاصله نداشت و به هم چسبیده بودند.آنگونه که در این نقشه دیده می شود در آن سالها از تنگه مهم ، پر خبر و استراتژیکهرمز هم خبری نبود و سرزمین های کنونی که حالا امارات متحده عربی و کشور عمان راتشکیل می دهند به استان هرمزگان ایران متصل بودند.

این سرنوشت عجیب کره زمین به خصوص درباره منطقه خاورمیانه کنونی نشان می دهد قسمتهای مختلفی که حالا کشوری متحد به نام ایران را تشکیل داده اند در طول سیصد میلیونسال از چه فاصله های دور و بعیدی آرام آرام حرکت کرده تا به هم رسیدند و کلیتییکپارچه به اسم کشور ایران را ساخته اند.

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 10 مهر 1392 ساعت: 11:01


دیروز جشنواره زغال در مناطق پرورش زغال برگزار شد امیدوارم که سالهای آتی با فروش مناسب این محصول خوب و با خواص بیشتر باغداران منافع خوبی داشته باشند سفارش می شود که زیاد زغال ترش نخورید چون دیشلریز کال اولار


برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 10 مهر 1392 ساعت: 11:01

tyle="text-align: center;">مگه کیفی هم بالاتر از آرامش درون در این دنیا وجود دارد. اگه هستبگید.




برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 10 مهر 1392 ساعت: 11:01


ساعت 17 از خیابان شهید رنجبر یا همان حکم آباد قدیم پیاده به سوی منزلعموزداده کربلائی پولاد حرکت کردم وقتی به محل رسیدم از کوچه تنگ و باریک گذشته خبرینبود خیابانی احداث شده است که در خور حال اهل محل است در زده و وارد شدم مشهدیفولاد که از پولاد مردان مردانقم می باشند

و روزگار زیادی را تجربه کرده اند او از روزگارانقدیم از یاران وفادار مردان بزرگ مردانقم بوده اند در سختیها چون فولاد آب دیده وتفتیده و مقاوت کرده و در خوشی ها هم از اصول خارج نشده اند او نوردیده همه اقوامبوده و هستند

سلامی کرده و در کنار تختش به قید تکریم از پدری بزرگ و تلاشگر ایستاده وبرایش دعا کرده و نشستم او در حال استراحت بودند کسی که او را نمی شناسد با نوشتناین جملات نمی تواند از فداکاریهای این مرد آهنین شناخت داشته باشد او مسافتمردانقم تا اهر را که بیش از 100 کیلومتر است در یک روز پیموده بود او از مردانقمتا تبریز را که بیش از 130 کیلومتر است از طریق پیر گدیگی – مشک عنبر – کومور چایی24 ساعته رفته بود و او شخصی است که موقعی که نامه ای از سوی یحیی خان به مقصدی میبرده و با گزمه های دیگر خوانین رو به رو می شود نامه را بلعیده و از تحویلشخودداری می کند بلی وقتی از وفاداری سخن به میان می آید باید آنالیز کرد که یعنیچه.شایسته است که او را سردار وفاداری و مقاومت بنامیم

دختر عمویم ازبیماری کربلائی اش ناراحت بود و گه گاهی گریزی به گذشته ها می زد و بنوعی احساساتشرا بروز می داد من هم به دوران کودکیمان سری زده و از یوخاری باغ آنها حکایتکوتاهی را نقل کردم و سپس یادی هم از باغ ده ییرمان اوستی کردیم همان باغی کهانارستان بود و گول آبشاهای آن باغ زبان زد عام و خاص و همه از باغ کربلائی صحبتکرده و تعریف می نمودند او بعد از کوچ به تبریز دودآلود باغها را فروخت ولی همیشهدر یاد و فکر باغات و املاک پدری خود در مردانقم بود بدین وسیله یادی هم ازمادر مرحومشان مشهدی سورقی می کنم که خانم با عفت و مومنه بودند او همیشه عصرها درنبش ایوانشان می نشست و با عابرین خوش و بش می کرد و با احوالپرسیشان آنها راآرامش می بخشید

از همه اینها که بگذریم قبول کنیم که پیمودن بیش از 100 کیلومتر راه در یک روز نشان از وفاداری او به آرمانی که به آناعتقاد داشت می باشد او در میادین مختلف از دوستان و اقوام خودش در آن زمانه زورمدارانه وآشفته بازار به خوبی و با درایت کامل دفاع کرده بود او اغلب زندگیش را و آسایشش رافدای آرمانهایش نموده بود

او اینک در بستر بیماری می باشد و وقتی چشمانش را باز کرد و شنید که من درکنارش هستم با خوشحالی مورد محبتم قرار داد و دستم را فشرد مثل زمانهای سابق اوهمچنان استوار است ولو اینکه در بستر بیماری آرمیده است برایش آرزوی سلامتی کاملدارم تا انشاله باز هم از مردانگیهایش برایمان شرح دهد و از ساده گیش و از غیرت وانسانیتش برایمان بیاموزد


16 شهریور – شنبه

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 10 مهر 1392 ساعت: 11:01


این عکسها در آذر ماه سال 1391 در مردانقم از مراسم مشترک تاسوعای مردانقم و کاوانی گرفته شده است که در نوع خودش کم نظیر است

دانشمند معظم جناب دکتر حافظ زاده

مراسم دیدار و ملاقات علم های کاوانی و مردانقم در تاسوعای حسینی

برادران محترم در دامنه کوه آغاگمی و زیر اوتای باغچه

حضور اهالی شریف مردانقم و کاوانی در مردانقم در مراسم یاد شده

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 10 مهر 1392 ساعت: 11:01

البته فراموش نشود که در کشورهای اروپائی هم این اتفاقات رخ داده است بطوریکه در فرانسه آرایشگرها از پول برای جلوگیری از تابش خورشید از شیشه به داخل مغازه استفاده می کرده اند و یا اینکه در آلمان...

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: شنبه 6 آبان 1391 ساعت: 18:32

دوستی می گفت :

""جمعه بچه ها برای امتحان نظام مهندسی از خانه خارج شده بودند و حاجخانم تاکید بر این داشت که مقداری گوشت بخریم تا ناهاری بخورند من هم برای اینکهخرید نکرده باشم می گفتم اقلا" قبل از امتحان می گفتی و از این حرفها

خلاصه زورش به من چربید و راهی قصابی محل شدم تا مقداری گوشت چرخکرده بخرم دو نفر خانم با شخصیت جلوتر از من مشغول خرید بودند و از اینکه قصدداشتم یک کیلو گوشت بخرم وقتی اینها را مشاهده کردم شدیدا" دچار استرس شده ودر مقابل سئوال جناب قصاب ساکت مانده و رعایت ادب و نوبت نمودم تا مشتریان محترممتوجه میزان خرید من نباشند

تا اینکه سرکار خانم اولی درخواست نیم کیلو گوشت نمود کمی حالم جا آمدتا زیاد شرمنده نشوم و بعد از او سرکار خانم دیگر هم درخواست مشابهی را اعلام کردهو بعد از خرید از مغازه بیرون رفتند

قصاب که منتظر درخواستم بود از علت تاخیر در سفارشم پرسید و من واقعیترا به او منتقل کرده و پرسیدم این مشتریان همیشه این مقدار گوشت می خرند و اوبلافاصله گفت بازار ما هم گرفتار کسادی شده است و فردی که مثلا" 5 کیلو گوشتمی خرید حالا نیم کیلو و یک کیلو می خرد و گاها" نسیه و ...

من هم یک کیلو و...گرم با تاکید قصاب محترم گوشت خریده و با پرداخت 27هزار تومان ناقابل حالم جا آمد مدتی بود به این مغازه ها سر نزده و از درد مشتریانهم بی خبر بودم حالا کمی حالم جا آمد و مثل مردم عادی خودم را در جرگه مردم احساسو لمس کردم ای داد و بیداد گویا کالاها گرانتر شده است و ...

از دوستم سئوال کردم که خوب نتیجه را چگونه ارزیابی می کنید ؟ او گفت: فقط چنین می توانم بگویم که خدا پدر دولت قیمت گذار را بیامرزد و دستشان دردنکند با اینگونه اقدامات ویژه و مخصوصا" با افزایش قیمت کالاهای اساسی مردم،از ترافیک مغازه ها و اماکن عمومی کاسته اند و سبب شده اند که در اوقات مردم شریف، سوخت خودروهای حامل مردم،رعایت زمان ،پس انداز بیشتر مشتریان ،جلوگیری از افزایشکلسترول خون و ... کار آیی جامعه بالاتر برود و هم مردم از پر خوری ، پز دادن درغذاهایمتنوع و گران قیمت ، فخر فروشی و ... پرهیز نمایند""

چی بگم با دوستی که بیش از 30 سال است آشنا هستم که نمی توانم بخاطریک کیلو گوشت برخورد رسمی داشته باشم از نصایح ایشان بهره ها برده و در عوض به ایشان یادآور شدم سعی کند با اینگونه ورودها به مراکز خرید و دقتهای نابهنگام، بذر نا امیدی و یاس را در بین مشتریان بویژه سرکار خانمها نپاشد و مردم را برای تحمل گرانیهائی که وسیله دشمنان قسم خورده بوجود آمده است دعوت نموده و مشتریان را برای عدم سرپیچی از فروشندگان و فروشندگان را برای تلاش هرچه بیشتر گران فروشی به صبر و شکیبائی دعوت نماید با این روحیه و خویشتنداری از اوخداحافظی کردم ولی به ایشان قول دادم که من با مشتریان دیگر وارد مغازه قصابی نشوم

درست است که دولتمردان بطور کامل مقصر این اوضاع گرانی نیستند و بر خلاف رسم و قاعده کشورهای وابسته اروپائی هم نیازی به استعفا و عذر خواهی نیست ولی اینکه همه این تقصیرها را مسئولین عزیز اجرائی کشور به گردن دیگر کشورها می اندازند باید از آنها اقلا" مردم شریف تشکر و قدردانی نمایند که متاسفانه ما در اینگونه موارد قصور می کنیم

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 12 مهر 1391 ساعت: 17:35

انتقاد رییس اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن تهران از وضعیت بازار ارز:

افرادی كه آثار تصمیمات آنها به كشورلطمه می زند،باید محاكمه شوند

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 12 مهر 1391 ساعت: 17:35

میگویند:
روزی مولانا ،شمس تبریزی را به خانهاش دعوت کرد. شمس به خانه ی جلال الدین رفت و پس از این که وسائل پذیراییمیزبانش را مشاهده کرد از او پرسید: آیا برای من شراب فراهم نموده ای؟
مولانا حیرت زده پرسید: مگر تو شرابخوارهستی؟!
شمس پاسخ داد: بلی.
مولانا: ولی من از این موضوع اطلاعنداشتم!!
ـ حال که فهمیدی برای من شراب مهیا کن.
ـ در این موقع شب، شراب از کجا گیربیاورم؟!
ـ به یکی از خدمتکارانت بگو برود وتهیه کند.
-
با این کار آبرو و حیثیتم بین خدام ازبین خواهد رفت.
-
پس خودت برو و شراب خریداری کن.
-
در این شهر همه مرا میشناسند، چگونهبه محله نصاری نشین بروم و شراب بخرم؟!
ـ اگر به من ارادت داری باید وسیلهراحتی مرا هم فراهم کنی چون من شب ها بدون شراب
نه می توانم غذا بخورم، نه صحبت کنم ونه بخوابم.
مولوی به دلیل ارادتی که به شمس داردخرقه ای به دوش می اندازد،
شیشه ای بزرگ زیر آن پنهان می کند وبه سمت محله نصاری نشین راه می افتد.
تا قبل از ورود او به محله مذکور کسینسبت به مولوی کنجکاوی نمی کرد
اما همین که وارد آنجا شد مردم حیرتکردند و به تعقیب وی پرداختند.
آنها دیدند که مولوی داخل میکده ای شدو شیشه ای شراب خریداری کرد
و پس از پنهان نمودن آن از میکده خارجشد.
هنوز از محله مسیحیان خارج نشده بودکه گروهی از مسلمانان ساکن آنجا، در قفایش به راه افتادند
و لحظه به لحظه بر تعدادشان افزوده شدتا این که مولوی به جلوی مسجدی که خود امام جماعت آن بود
و مردم همه روزه در آن به او اقتدا میکردند رسید.
در این حال یکی از رقیبان مولوی که درجمعیت حضور داشت فریاد زد:
"
ای مردم! شیخ جلاالدین که هر روزهنگام نماز به او اقتدا می کنید به محله نصاری نشین رفته و شراب خریداری نموده است."
آن مرد این را گفت و خرقه را از دوشمولوی کشید.
چشم مردم به شیشه افتاد.
مرد ادامه داد: "این منافق کهادعای زهد می کند و به او اقتدا می کنید، اکنون شراب خریداری نموده و با خود بهخانه می برد!"
سپس بر صورت جلاالدین آب دهان انداختو طوری بر سرش زد که دستار از سرش باز شد و بر گردنش افتاد.
زمانی که مردم این صحنه را دیدند و بهویژه زمانی که مولوی را در حال انفعال و سکوت مشاهده نمودند
یقین پیدا کردند که مولوی یک عمر آنهارا با لباس زهد و تقوای دروغین فریب داده
و درنتیجه خود را آماده کردند که بهاو حمله کنند و چه بسا به قتلش رسانند.
در این هنگام شمس از راه رسید و فریادزد:
"
ای مردم بی حیا! شرم نمی کنید که بهمردی متدین و فقیه تهمت شرابخواری می زنید،
این شیشه که می بینید حاوی سرکه استزیرا که هرروز با غذای خود تناول می کند."
رقیب مولوی فریاد زد: "این سرکهنیست بلکه شراب است."
شمس در شیشه را باز کرد و در کف دستهمه ی مردم از جمله آن رقیب قدری از محتویات شیشه ریخت
و بر همگان ثابت شد که درون شیشه چیزیجز سرکه نیست.
رقیب مولوی بر سر خود کوبید و خود رابه پای مولوی انداخت، دیگران هم دست های او را بوسیدند و متفرق شدند.
آنگاه مولوی از شمس پرسید:
برای چه امشب مرا دچار این فاجعهنمودی و مجبورم کردی تا به آبرو و حیثیتم چوب حراج بزنم؟
شمس گفت:
برای این که بدانی آنچه که به آن مینازی جز یک سراب نیست،
تو فکر می کردی که احترام یک مشت عوامبرای تو سرمایه ایست ابدی،
در حالی که خود دیدی، با تصور یک شیشهشراب همه ی آن از بین رفت
و آب دهان به صورتت انداختند
و بر فرقت کوبیدند و چه بسا تو را بهقتل می رساندند.
این سرمایه ی تو همین بود که امشبدیدی و در یک لحظه بر باد رفت.
پس به چیزی متکی باش که با مرور زمانو تغییر اوضاع از بین نرود.

)
کتاب ملاصدرا.تالیف هانری کوربن.ترجمهو اقتباس ذبیح الله منصوری) با اندکی دخل و تصرف

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 12 مهر 1391 ساعت: 17:35

صفحه بندی