خرید بک لینک

درباره سایت

mardanagom

مردانقم به عنوان نگین روستاهای منطقه در محال دیزمار قره داغ واقع شده است می گویند دیزمار همان دژ ماد از نظامهای تاریخ ساز دیار آذربایجان است این روستا قبل از انقلاب در داخل بخش ورزقان و بعد از آن در مجموعه بخش خداآفرین و شهرستان مذکور جای گرفته است و مرکز دهستان دیزمار شرقی می باشد مردانقم در میان کوههای سر به فلک کشیده آغاگمی،کوپ گدیگی،قوروق،تورشن،مومو گونئیی و ... واقع شده است دارای رودخانه های ونستان چای،تیروان چای و تی تی چای می باشد بیش از 600 هکتار باغ دایر داشته و اهالی شریف آن در حرف باغداری ،زنبورداری ،صنایع مختلف فلزی و غیر فلزی سبک ،موم کشی و... مشغولند ارتفاعش از سطح دریاهای آزاد کمتر از 450 متر می باشد دارای آب و هوای گرم و معتدل بوده و از آب و هوای اروپائی متاثر است بعد از مکتب آخوند حیاطی ،سابقه مدرسه آن به قبل از 1309شمسی بر می گردد و تاریخ آن بسیار هیجان انگیز و در اوراق تاریخی آذربایجان تاثیر گذار بوده است بطوریکه طبق نوشته حمداله مستوفی مالیات این روستا در آن زمان از شهر کلیبر بیشتر بوده است و قلعه مردانقم ،کوپ گدیگی،حمام دره سی ،اولی اوستی از مناطق تاریخی آن محسوب می شود در این روستا سکه ضرب شده است که در موزه های کشور موجود است نظرات مختلفی مبنی بر مهاجر بودن اهالی این روستا از داخل و خارج ،نقل شده است که نیاز به مطالعه بیشتر دارد مردمانی با فرهنگ ،مهمان نواز ،مومن،هنرمند،خلاق و تلاشگر بوده و دهها نفر دانشگاهی در سطوح مختلف را تحویل جوامع داخلی و خارجی نموده است مردانقم مرکز و مهد آناهیتای مقدس می باشد معادن نقره ،مس،طلا،سرب،روی ،سنگهای تزئینی ،ذخایر غنی آهکی و... از نعمتهای خدادادی مردانقم می باشد مردانقم دارای رسوم بسیار غنی در زمینه های مختلف است که هنوز هم مردم در اجرای آن دریغی ندارند هم اکنون 200 خانوار بوده و دارای تلفن،آب آشامیدنی،راه آسفالته،مدارس ابتدائی،راهنمائی و دبیرستان شبانه روزی،درمانگاه،برق،دهداری،جنگلبانی،پست بانک ،پاسگاه مرزی و شورای اسلامی است فاصله اش از رودخانه ارس حدود چهار و نیم کیلومتربوده و با کشورهای مشترک المنافع همسایه است جمعیت دهستان هم حدود 8000 نفر تخمین زده می شود مردانقم هم مثل سایر روستاهای منطقه در قبل از انقلاب هیچگونه امکانات رفاهی نداشته است

امکانات وب

-->-->--> -->-->-->--> -->-->--> -->-->-->


ساعت 17 از خیابان شهید رنجبر یا همان حکم آباد قدیم پیاده به سوی منزلعموزداده کربلائی پولاد حرکت کردم وقتی به محل رسیدم از کوچه تنگ و باریک گذشته خبرینبود خیابانی احداث شده است که در خور حال اهل محل است در زده و وارد شدم مشهدیفولاد که از پولاد مردان مردانقم می باشند

و روزگار زیادی را تجربه کرده اند او از روزگارانقدیم از یاران وفادار مردان بزرگ مردانقم بوده اند در سختیها چون فولاد آب دیده وتفتیده و مقاوت کرده و در خوشی ها هم از اصول خارج نشده اند او نوردیده همه اقوامبوده و هستند

سلامی کرده و در کنار تختش به قید تکریم از پدری بزرگ و تلاشگر ایستاده وبرایش دعا کرده و نشستم او در حال استراحت بودند کسی که او را نمی شناسد با نوشتناین جملات نمی تواند از فداکاریهای این مرد آهنین شناخت داشته باشد او مسافتمردانقم تا اهر را که بیش از 100 کیلومتر است در یک روز پیموده بود او از مردانقمتا تبریز را که بیش از 130 کیلومتر است از طریق پیر گدیگی – مشک عنبر – کومور چایی24 ساعته رفته بود و او شخصی است که موقعی که نامه ای از سوی یحیی خان به مقصدی میبرده و با گزمه های دیگر خوانین رو به رو می شود نامه را بلعیده و از تحویلشخودداری می کند بلی وقتی از وفاداری سخن به میان می آید باید آنالیز کرد که یعنیچه.شایسته است که او را سردار وفاداری و مقاومت بنامیم

دختر عمویم ازبیماری کربلائی اش ناراحت بود و گه گاهی گریزی به گذشته ها می زد و بنوعی احساساتشرا بروز می داد من هم به دوران کودکیمان سری زده و از یوخاری باغ آنها حکایتکوتاهی را نقل کردم و سپس یادی هم از باغ ده ییرمان اوستی کردیم همان باغی کهانارستان بود و گول آبشاهای آن باغ زبان زد عام و خاص و همه از باغ کربلائی صحبتکرده و تعریف می نمودند او بعد از کوچ به تبریز دودآلود باغها را فروخت ولی همیشهدر یاد و فکر باغات و املاک پدری خود در مردانقم بود بدین وسیله یادی هم ازمادر مرحومشان مشهدی سورقی می کنم که خانم با عفت و مومنه بودند او همیشه عصرها درنبش ایوانشان می نشست و با عابرین خوش و بش می کرد و با احوالپرسیشان آنها راآرامش می بخشید

از همه اینها که بگذریم قبول کنیم که پیمودن بیش از 100 کیلومتر راه در یک روز نشان از وفاداری او به آرمانی که به آناعتقاد داشت می باشد او در میادین مختلف از دوستان و اقوام خودش در آن زمانه زورمدارانه وآشفته بازار به خوبی و با درایت کامل دفاع کرده بود او اغلب زندگیش را و آسایشش رافدای آرمانهایش نموده بود

او اینک در بستر بیماری می باشد و وقتی چشمانش را باز کرد و شنید که من درکنارش هستم با خوشحالی مورد محبتم قرار داد و دستم را فشرد مثل زمانهای سابق اوهمچنان استوار است ولو اینکه در بستر بیماری آرمیده است برایش آرزوی سلامتی کاملدارم تا انشاله باز هم از مردانگیهایش برایمان شرح دهد و از ساده گیش و از غیرت وانسانیتش برایمان بیاموزد


16 شهریور – شنبه

برچسب: نویسنده: علی تاريخ: چهارشنبه 10 مهر 1392 ساعت: 11:01

صفحه بندی